چه جمعه ها که يک به يک غروب شد نيامدي…………چه بغضها که در گلو رسوب شد نيامدي
خليل آتشين سخن ؛ تبر به دوش بت شکن…………..خداي ما دوباره سنگ و چوب شد نيامدي
براي ما که خسته ايم نه؛ ولي…………………………..براي عده اي چه خوب شد نيامدي
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام…………………..دوباره صبح؛ ظهر ؛ نه غروب شد نيامدي
ولادت حجة بن الحسن مهدي موعود بر تمام محبان حضرت مبارک باد

گو به خورشيد جهان آرا که رخ پنهان کند
پرتو افکن برجهان از شمس و مه،اظهر رسيد
جلوه گر شد پرتو سيماي ميرکائنان
نه فلک را از فروغش روشني يکسر رسيد
کعبه نگشود از براي کس،جز آغوش خويش
از جميع انبيا جز مصطفي برتر رسيد
شد معطر عرش،از نکهت روي علي
عالمي را از قدومش زينت و زيور رسيد
از ملائک تهنيت بر اهل عالم ميرسد
آدم و جن و ملک را خواجه و افسررسيد
حامي دين خدا و جانشين مصطفي
صفذر خيبر گشا،داماد پيغمبر رسيد
مرحب از نامش بلرزد در حصار هفتمين
نامدار عرصه دين،فاتح خيبر رسيد
لرزد از تکبير او ،هر ظالم و بيدادگر
ياور مستضعفين و خصم زور و زر رسيد
تشنه کامان را بگو،خواهند اگر آب حيات
البشارت جام بر کف ساقي کوثر رسيد

مولود کعبه بر همه محبان اميرالمؤمَِِِنين و همه پدران مخصوصا پدر خودم مبارک باشه
